قسمت دهم *مرگ اتفاقی*

یکشنبه 3 تیر 1397 || 13:05

نویسنده: ♪...ⓖⓗⓐⓩⓐⓛ...♪ ||
کونیچیــــــــــوا

متاسفم انقدر دیر این قسمت رو گذاشتم حسش نبود 

اخه نظر هم نمیدید روحیه داشته باشم 

حالا اگه زحمتی نیست چشماتون درد نمیگیره انگشتاتون قطع نمیشه برو ادامه 
تا دیدیم یه پسر  داره میاد مدرسه تازه فهمیدیم که ساعت 6:30 شده و دیگه هیچ کاری نمی تونند بکند این خیل به نفع ما بود . کم کم بچه های دیگه هم اومد و ما هم خیلی عادی رفتیم توی مدرسه . زنگ که خورد منو نائو با عجله به سمتم خونه اومدیم و خدا رو شکر دیگه با نرسیا و لایتو برخورد نکردیم . وقتی به خونه رسیدیم نائو گفت = وای میدونی چی شد ؟ گفتم = نه نائو با حالتی متاسفانه گفت = کلیدم کلیدم رو روی میزم جا گذاشتم . گفتم = من که دیگه پامو رو تو اون مدرسه نمی زارم و تو هم حق نداری پاتو بذاری بیا  خونه ی من . نائو گفت = اخه ...... گفتم = دیگه حرف نباشه فهمیدی؟؟؟؟؟ هنوز ازاومدنمون به خونه 1 ساعت نگذشته بود که برادر ناتنی ام زنگ زد . -سلام سانی خوبی؟؟؟؟؟؟؟ -سلام ریوما خوبم چکار داری حالا؟؟؟ -می خواستم ببینم خونه ای ؟؟ - اره خونم چطور مگه؟ - من مسابقاتم تموم شده دارم میام خونه تو ( خونه خودش تو یه شهر دیگس) - امممممممم چیزه باشه بیا - تا نیم ساعت دیگه اونجام  . وقتی تلفن رو قطع کردم نائو گفت =کی بود ؟ گفتم = برادر ناتنی ام بود ریوما نائو گفت= بهم نگفته بودی برادر نا تنی داری گفتم= ببخشید یادم رفته بود میدونی چیه اخه .... اخه ما اصلا بهم نمی سازیم . بعد هم سریع رفتم تو اتاقم . 40 دقیقه بعد زنگ در زده شد . نائو رفت در رو باز کرد . منو نائو فکر می کردیم ریوما باشه ولی ریوما نبود ........ نرسیا بود که با یه  دسته گل جلوی در وایساده بود نائو که اون رو دید سریع خواست در رو ببنده که نرسیا گفت می شه بیام تو؟؟؟ نائو گفت = با این همه ازاری که مارو دادی توقع هم داری بیای تو؟؟؟ نرسیا = اخرش هم مایه ی ازادی تون من بودم . از جام بلند شدم به سمت در رفتم و گفتم = تو ... تو ما رو نجات دادی ؟؟اون راننده ی مهربونت ما رو نجات داد. نرسیا گفت= میدونم خودم بهش گفتم که دست و پاتون رو باز کنه من به لایتو گفتم که دیر تر بریم مدرسه .گفتم = بیا تو ببینم چی می خوای بگی.......بعد از چند دقیقه .......

راستی می خوام یه داستان جدید بنویسم بعد از این 
اسمش وصیت نامه طلسم شدس 
برای اطلاعات بیشتر بکلیک



کامنت: نظراتون واسه رمان