قسمت چهارم *مرگ اتفاقی*

یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 20:41

äæíÓäÏå : *غـــــــــزل*
ÇÑÓÇá ÔÏå ÏÑ: رمان ¡
سلام 

اومدم با قسمت چهارم تخیلتون در مورد قسمت5 بگین 





 من توی فکر نامه  ها بودم که یهو پا توی چاله بزرگی گیر کرد داشتم می خورم زمین که افتادم  تو بقل یه پسر خوشگل از خجالت سرخ شدم و عذر خواهی کردم و برای عذر خواهی دعوتش کردم به رستوران اونم قبول کرد . وقتی نشستیم خودمونو معرفی کردیم . - من پیتر هانو هستم 15 سالمه . - من هم سانی کانی هستم 15 سالمه . غذا مونو خوردیم رفتیم خونه خودمون . شب بود خیلی تو فکر بودم واقعا چه کسی پشت این قضیه هست . صبح با نایو رفتیم مدرسه زنگ که خورد با نایو خیلی تحقیق کردیم و به هیچ نتیجه ای نرسیدیم . یونا امروز نیامده نیامده بود مدرسه فکر کنم خیلی برای مرگ کای گریه کرده باشه . داشتم با نایو در همین مورد حرف می زدم تا می خواستم از حیاط مدرسه برم بیرون سرم گیج رفت هیچی یادم نیست . وقتی به هوش اومدم........ 



بای 



ÏíϐÇååÇ : نظراتون واسه رمان
ÂÎÑíäæíÑÇíÔ: یکشنبه 30 اردیبهشت 1397  21:13