قسمت اول *مرگ اتفاقی*

شنبه 29 اردیبهشت 1397 13:55

äæíÓäÏå : *غـــــــــزل*
ÇÑÓÇá ÔÏå ÏÑ: رمان ¡
سلام 

اومدم با قسمت اول رمان مرگ اتفاقی


برای خوندن بدویید ادامه 


با صدای زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. با عجله به سمت تلفن دویدم و تلفن را برداشتم . - سلام سانی خوبی؟ - سلام اره خوبم مایو چان چه شده یادی از ما کردی ؟  - می خواستم بگم کجا مدرسه ثبت نام کردی ؟ - نمی دونم کجا ثبت نام کنم منم می خواستم از تو بپرسم ؟ حالا یه دبیرستان نزدیک خونه ی ما هست بیا اونجا رو بریم ببینیم . - باشه پس فردا 8 صبح جلوی خونتون هستم سایونارا. - سایونارا .  فردا با مایو رفتیم که دبیرستان را ببینیم یه ذره عجیب به نظر می رسید و کثیف بود ولی چیز خوبش این بود که رو به روی خونه ماست . نظر مایو چان هم همین بود اخه خونه ی مایو چان زیر خونه ی ما بود . هوا خیلی گرم بود برای همین مایو را دعوت کردم بیریم بستنی بخوریم اونم قبول کرد . وارد کافه شدیم. داشتیم دنبال میز خالی می گشتیم که دوست صمیمی مدرسه ی قبلی رو دیدیم. با مایو دویدییم رفتیم پیشش با یه پسره ای بود سلام کردیم و من در گوش یونا گفتم = این پسره کیه ؟ گفت = نامزدمه. گفتم = واقعا؟ مبارکه بعد سرم رو بعد کردم . خیلی عجیب بود یونا خوشحال بود کمتر وقت هایی پیش میاد خوشحال باشه . صحبت های مایو چان رشته ی افکارم را پاره کرد . {رو  به پسره } ببخشید اسم شما چیه ؟ پسره گفت = کای کابوری هستم و 16 سالمه . من از یونا پرسیدم = مدرسه ثبت نام کردی . گفت= اتفاقا همین مدرسه ای که روبه روی خونه ی شماست رو ثبت نام کردیم با کای جان  . ما با هم بستنی مونو خوردیم و برگشتیم خونه یه هفته دیگه شروع مدارس بود ولی نمی دونم تو فصلی که هوا باید کمی خنک باشه انقدر گرم باشه یه هفته هم خیلی سریع گذشت و من و مایو چان به مدرسه رفتیم و...........  


لطفا نظرتون رو درمورد رمان بگید 



ÏíϐÇååÇ : نظر تونو بگین
ÂÎÑíäæíÑÇíÔ: شنبه 5 خرداد 1397  12:02